تاج الدين احمد وزير

370

بياض تاج الدين احمد وزير ( فارسى )

« 1 » * 313 * بسم اللّه الرّحمن الرّحيم بعد از حمد خداى و درود بر محمّد مصطّفى هرچند همگى با جناب كريم اخلاق پاك اعتقاد درويش‌نواز ، صاحب أعظم أعلم أعدل ، جلال الوزرا تاج الملّة و الدّين احمد أعلى اللّه قدره طريق مباستطى مفتوح و مكشوف بود امّا درين چند روز تأكيدا للعهد السّابق به تجديد و سادهء محاورتى و در ليالى أنس بر بستر مصاحبت و مسامرتى زياده گسترده مىگشت و در ناصيهء مباركش بشاشت اعتقادى دربارهء « 2 » اين عاجز متلألى مىشد و از راه ظاهر نظر صفا دربارهء اين سرگشتهء باديه تجرّد و سراسيمهء هاويهء تحيّر در باطن او منكشف مىگشت و چشم معنى به سراپاى * 314 * اين بىمعنى مىانداخت نعم ، گشادن راه مخلوق به حضرت معبود يكى باب صدق است چنانچه سعدى فرموده : طاعت آن نيست كه بر خاك نهى پيشانى * صدق پيش آر كه اخلاص به پيشانى نيست از روى صدق درخواست فرمود تا يادگار را در [ ا ] ين مجموعه [ كه ] مملو بدرر غرر أفاضل و طرف ظرف أكابر و أصاغر است از [ ا ] ين درويش شكسته‌بال نامى و از [ ا ] ين دل ريش گشته نشانى باقى ماند و خود چه فايده . از ما نشانه [ اى ] طلبيدى ولى نماند * از نام و از نشان دهى جز فسانه [ اى ] اگرچه خود را شايسته اجابت اين دعوى نمىديد امّا ردّ نيز از طريق درويشى نوعى از تكلّف و ريا مىنمود و چون در باب ثمرهء حسن اعتقاد اين حكايت جارى مجرى قلم شد

--> ( 1 ) واژهء « گوزگانى » در فهرست آقاى مرتضى تيمورى « كونگانى » يا « كونجانى » آمده است ولى گوزگانى هم خوانده مىشود ، و اللّه اعلم . ( 2 ) باره .